دوستان عزیز.شاید شما هم این موضوع را بهتر از من فهمیده باشید که یکی از هدف های مهم خداوند مخصوصا در این دنیا جدا کردن حق و باطل است.خداوند به این منظور در چندین جای قران تاکید میفرماید:
سوره انفال، آیه 8: لِیُحِقَّ الْحَقَّ وَیُبْطِلَ الْبَاطِلَ وَلَوْ کَرِهَ الْمُجْرِمُونَ (8)
تا حق را پایدار کند و باطل را محو و نابود سازد هرچند مشرکان مایل نباشند.
سوره اسراء، آیه 81: وَقُلْ جَاءَ الْحَقُّ وَزَهَقَ الْبَاطِلُ إِنَّ الْبَاطِلَ کَانَ زَهُوقًا (81)
بگو حق آمد و باطل نابود شد که باطل خود لایق نابود شدن است.
تمام آیه هایی که کلمه حق و باطل آمده
برای نمونه حادثه ی عاشوری یکی از آن ها بود. در آن روز فقط دو جبهه وجود داشت.جبهه ی حق و جبهه ی باطل.کسی نمیتوانست بگوید که من وسط هستم.چون همه میدانیم کسانی که امام را تنها گذاشتند یا اصلا دعوت امام را قبول نکردند و از همان ابتدا اعلام بیطرفی کردن در اصل به امام زمان خویش خیانت کردند پس جزء جبهه ی باطل میشوند.
پس مطمئن باشیم خود ما نیز بالاخره زمانی در موقعیتی قرار خواهیم گرفت که مجبوریم از میان این دو جبهه یکی را انتخاب کنیم.حال سوال من از شما این است که آیا میتوان بدون بصیرت و امادگی قبلی این دو جبهه را از هم تشخیص دهیم!!!
انصافا کاری است مشکل.متاسفانه در دنیای امروز بیشتر انسان ها اصلا منطق ندارند.کسانی هم که منطق نداشته باشند اصلا عقل را به کار نخواهند بست.خیلی جالب این که خداوند در سوره ی حمد انسان ها را دقیقا در دو جبهه قرار داده است.خداوند میفرماید:سوره حمد، آیه 6: اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ (ما را به راه راست هدایت فرما.)
سوره حمد، آیه 7: صِرَاطَ الَّذِینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلا الضَّالِّینَ
الف) صِرَاطَ الَّذِینَ اَنْعَمْتَ عَلَیْهِم:راه کسانی که به آنها انعام فرمودی(دقیقا جبهه ی حق به گفته ی خدا همین ها هستند)
ب) غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلا الضَّالِّینَ :نه راه کسانی که بر آنها خشم کردی(یعنی دانسته به خدا پشت ونافرمانی خدا کردند مانند یهودی های صهیونیسم)
و نه گمراهان(یعنی کسانی که دانسته به تو پشت کردند با تحریف دین آنها آن هارا گمراه کردند.مانندمسیحیان)
در (ب) دو گروه توسط خداوند معرفی میشوند که هر دو در یک جبهه ،که جبهه ی باطل است قرارمیگیرند.اول غیرالمغضوبین و دوم ولاالضالین که بالا به شرح این دو گروه پرداختیم.
اما برگردیم به اصلموضوع خودمان.این که واقعا ما روزانه بار ها و بارها از میان حق و باطل یکی را انتخاب میکنیم.مثلا از میان دو فیلم که یکی حق و دیگری باطل هست یکی را انتخاب و تماشا میکنیم.به همین شکل کتاب ها.غذا ها.رفتارها.قضاوت ها.حتی رای دادن به رئیس جمهورو….پس اگر در این کارها ما راه اشتباه را برویم یا اشتباه انتخاب کنیم مطمئن باشیم که جزء جبهه ی باطل قرار گرفته و لایق هلاکت خداوند میشویم.
حال تکلیف سنگینی به نام بالا بردن بصیرت بر دوش ما است.باید در هر زمان مکان و شرایط پیش آمده هر دو جبهه را از هر لحاظ بشناسیم و از هم تمیز دهیم.و حق را برگزینیم.بگذارید با مثالی این مهم را برایتان جا بیندازم.مثلا از میان کاندید های ریاست جمهوری به کسی که از هر نظر لایق تر است رای ندهیم و بدون داشتن آگاهی ، دلیل و منطق واقعی رئیس جمهوری را انتخاب کنیم، در آینده هر ضربه ای که به انقلاب اسلامه وارد شود ما هم در آن شریک هستیم چون دانسته یا ندانسته جبهه ی باطل را انتخاب کردیم.
حال برای توضیح اینکه راحت طلب نباشیم باید بگویم کسانی که امام حسین را یاری نکردن یا با او جنگیدند مردمانی راحت طلب بودند.آنها به کار های روزمره ی خود عشق ورزیده و حاظر نبودندبه خود سختی دهند.مثلا اگر با شرایط زمان حال مثالی بزنیم این میشود که برای مطالعه حاظر نباشیم حتی یک ساعت از خوابمانبزنیم.
یا اینکه همه برای راحت طلبی به سمتی برویم که پول و ثروت بیشتری بهمان بدهند حتی اگر حق نباشند.مثلا امروزه مردم آن ور میزی را خدا میبینند یا هر که را که پولدار بود انسان موفق و شایسته ی احترام میدانند جزء این گروه میشوند.پس ما باید همواره از راحتی خودمان بگذریم و به فکر جماعت هم باشیم.
راحت طلب است که همه چیز را برای خود میخواهد.راحت طلب است که مردم ثروتمند رو احترام میکند و فقرا را پس میزند.راحت طلب است که همواره همه شرایط را با خود میسنجد.راحت طلب است که بصیرت ندارت چون همواره یا در خواب است یا خوردن یا سرگرمی و لهوولعب.
پس حال که ما خود را سرباز امام زمان (عج) خود میدانیم باید آقا را تنها نگذاریم و سخت بکوشیم.چرا که جامعه ی بیتفاوت میشود همان کوفه ی زمان امام حسین(ع)
